سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
97
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
الف : آنكه قدر جامع در مفهوم طرفين داخل بوده . ب : آنكه قدر جامع در مفهوم طرفين داخل نباشد . استعارهاى كه قدر جامع آن در مفهوم طرفين يعنى مستعارله و مستعارمنه داخل باشد مانند فرموده رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : خير النّاس رجل ممسك بعنان فرسه كلما سمع هيعة طار اليها او رجل فى شعفة فى غنيمة يعبد اللّه حتّى يأتيه الموت . جار اللّه زمخشرى گفته است : هيعه عبارتست از فريادى كه از آن ديگران به فزع آيند و اصل آن هاع يهيع به معناى ترسيدن مىباشد . و كلمه [ شعفت ] قلّه كوه را گويند و معناى حديث آنست كه : بهترين مردمان ، شخصى استكه افسار اسبش را بدست گرفته و آماده جهاد در راه خداست يا كسى كه از مردم عزلت اختيار كرده و در قلّهكوهها سكنى گزيده و مختصر گوسفندى جمعآورى كرده و به چرانيدن آنها اشتغال ورزيده و در امر معاش خود به آنها اكتفاء نموده و بعبادت حقتعالى مشغول شده تا آنكه مرگش فرابرسد . شاهد در [ طيران ] است كه استعاره آورده شده براى [ عدو ] و قدر جامع در مفهوم هردو داخل است زيرا جامع بين ايندو بسرعت قطع مسافت كردن است و جاى ترديد نيست كه اينمعنا در مفهوم عدو و طيران داخل مىباشد منتهى در طيران اقوى از عدو است . سپس شارح گويد : اظهر از نظر ما اينست كه طيران عبارتست از قطع مسافت نمودن